در هر مجمع یا گروه انسانی، رهبر قدرتمندترین فرد در جهتدهی به هیجانات جمعی است. اگر این انرژی به سمت اشتیاق هدایت شود، عملکرد تیم به اوج میرسد و اگر به سمت اضطراب و کینه سوق یابد، سازمان از درون فرو میپاشد. دانیل گولمن، روانشناس مشهور، معتقد است که موفقیت مالی و عملکردی یک سازمان، رابطهای مستقیم با «اتمسفر هیجانی» آن دارد.
رهبران بزرگ کسانی هستند که «طنینافکنی» میکنند؛ یعنی با استفاده از هوش هیجانی، ضربآهنگ مثبتی در سازمان ایجاد میکنند که باعث میشود افراد بهترینِ خود را ارائه دهند. بر اساس تحقیقات بر روی بیش از ۳۷۰۰ مدیر عامل، شش سبک رهبری شناسایی شده که هر کدام مانند ابزاری در جعبهابزار یک مدیر حرفهای عمل میکنند.
۱. سبک رهبری تصوری (The Visionary Leader)
این سبک، الهامبخشترین شیوه رهبری است. رهبر تصوری، افقهای دوردست و رویاهای مشترک سازمان را ترسیم میکند. او به افراد میگوید «کجا» میرویم، اما لزوماً نمیگوید «چگونه» باید رفت؛ به این ترتیب دست کارکنان برای نوآوری و ریسکهای حسابشده باز میماند.
- تأثیر بر اتمسفر: بسیار مثبت و انگیزهبخش.
- چه زمانی استفاده کنیم؟ زمانی که سازمان نیاز به تغییر جهت دارد یا مسیر حرکت مبهم است.
- ریشه در هوش هیجانی: خودآگاهی، اعتمادبهنفس و همدلی. این رهبران با روراستی و اشتراکگذاری آزادانه اطلاعات، اعتماد ایجاد میکنند.
۲. سبک رهبری تعلیمی (The Coaching Leader)
رهبر تعلیمی یا مربی، به جای تمرکز صرف بر وظایف کوتاهمدت، بر توسعه بلندمدت توانمندیهای افراد تمرکز دارد. او به کارکنان کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند و اهداف شخصیشان را با اهداف سازمان پیوند بزنند.
- تأثیر بر اتمسفر: بسیار مثبت و وفاداریساز.
- چه زمانی استفاده کنیم؟ برای کمک به کارکنان توانمند که به دنبال پیشرفت حرفهای هستند.
- هشدار: اگر این سبک به درستی اجرا نشود، شبیه به «مدیریت خُرد» به نظر میرسد و اعتمادبهنفس فرد را نابود میکند. رهبر باید ابتدا گوش دادن را یاد بگیرد (همدلی) تا بتواند مربی خوبی باشد.
۳. سبک رهبری پیوندجویانه (The Affiliative Leader)
شعار این سبک «اول مردم» است. رهبر پیوندجو به دنبال ایجاد پیوندهای عاطفی قوی و هماهنگی میان اعضای تیم است. او در مواقع سخت زندگی شخصی کارکنان، پشتیبان آنهاست و با ایجاد سرمایه هیجانی، وفاداری خارقالعادهای میسازد.
- تأثیر بر اتمسفر: مثبت و آرامبخش.
- چه زمانی استفاده کنیم؟ برای التیام شکافهای تیمی، انگیزهسازی در دوران استرس و بهبود روابط.
- نکته: این سبک نباید به تنهایی استفاده شود؛ زیرا تمرکز بیش از حد بر احساسات ممکن است باعث پذیرش عملکرد ضعیف شود. بهترین حالت، ترکیب آن با سبک تصوری است.
۴. سبک رهبری دموکراتیک (The Democratic Leader)
این رهبران با ارزشمند شمردن نظرات دیگران و جلب مشارکت آنها، تعهد ایجاد میکنند. رهبر دموکراتیک یک شنونده عالی است و فضا را برای بیان واقعیتهای تلخ امن نگه میدارد.
- تأثیر بر اتمسفر: مثبت و همراه با احترام متقابل.
- چه زمانی استفاده کنیم؟ برای تولید ایدههای تازه و زمانی که رهبر برای اتخاذ تصمیم نهایی به تخصص و نظرات تیم نیاز دارد.
- نقطه ضعف: تکیه بیش از حد به این روش منجر به جلسات بیپایان، دودلی و عقب افتادن تصمیمات حیاتی در زمان بحران میشود.
۵. سبک رهبری پیشتازانه (The Pacesetting Leader)
رهبر پیشتاز، استانداردهای عملکردی بسیار بالایی تعیین میکند و خودش نمونه بارز سختکوشی است. او از همه انتظار دارد دقیقاً مثل خودش عمل کنند و با کسانی که ضعیف هستند، به تندی برخورد میکند.
- تأثیر بر اتمسفر: اغلب منفی (به دلیل فشار و استرس زیاد).
- چه زمانی استفاده کنیم؟ فقط زمانی که با یک تیم بسیار ماهر، خودانگیخته و متخصص سر و کار داریم که نیاز به نظارت ندارند.
- خطر: استفاده مداوم از این سبک، خلاقیت را کور کرده و باعث سوختگی شغلی (Burnout) کارکنان میشود. این مدیران معمولاً در همدلی ضعیف هستند.
۶. سبک رهبری آمرانه (The Commanding Leader)
این سبک که به رهبری زورگویانه نیز معروف است، بر اطاعت فوری و بیچون و چرا تأکید دارد. شعار آن این است: «انجامش بده چون من میگویم!». این رهبران با تهدید و کنترل موشکافانه اوضاع را مدیریت میکنند.
- تأثیر بر اتمسفر: بسیار منفی و سمی.
- چه زمانی استفاده کنیم؟ فقط در مواقع اضطراری واقعی مانند آتشسوزی، خطر ورشکستگی قطعی یا مقابله با کارکنان به شدت مشکلساز.
- ریشه در هوش هیجانی: برای اثربخشی، این سبک باید با «خویشتنداری» و «عدالت» همراه باشد تا به قلدری تبدیل نشود.
جمعبندی: رهبر چندپتانسیلی باشید
تحقیقات نشان میدهد که بهترین مدیران، کسانی نیستند که فقط در یک سبک استادند؛ بلکه کسانی هستند که بر اساس موقعیت، میان این سبکها جابهجا میشوند. رهبری که هم میتواند در بحران «آمرانه» عمل کند، هم در زمان آرامش «تعلیمی» باشد و هم همواره تصویری بزرگ از آینده (تصوری) ارائه دهد، سازمان را به سودآوری پایدار میرساند.
یک سوال برای تأمل: در محیط کاری شما، کدام یک از این سبکها بیشترین خلاء را دارد؟ آیا مایلید درباره چگونگی تقویت مهارت همدلی یا خودآگاهی برای اجرای بهتر این سبکها بیشتر بدانید؟
هنر رهبری طنینافکن: چگونه با هوش هیجانی سازمان را متحول کنیم؟