فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) موتور محرک توسعه پایدار در دنیای امروز است. در ایران نیز سالهاست که طرحهای بزرگی همچون «تکفا» (طرح توسعه کاربری فناوری اطلاعات) با هدف تحول دیجیتال مطرح شدهاند. اما با وجود بودجههای کلان و شعارهای پررنگ، چرا هنوز خروجی ملموسی در بدنه اجرایی و اقتصادی کشور حس نمیشود؟
واقعیت این است که چالش اصلی ما نه کمبود دانش فنی، بلکه «مدیریت سنتی» و عدم انطباق ساختار فرهنگی و اقتصادی با الزامات دنیای مدرن است.
چالشهای ساختاری: وقتی «E» پیشوندِ شعارها میشود
بسیاری از سازمانهای دولتی تصور میکنند با اضافه کردن حرف E به ابتدای خدمات خود، به دولت الکترونیک پیوستهاند. اما توسعه ICT در کشوری که اقتصاد آن تکمحصولی و ساختار آن به شدت دولتی است، با موانع عمیقی روبروست:
- مدیریت چرخشی و سنتی: حضور مدیرانی که دانش بهروزی از فناوری ندارند و صرفاً بر اساس پستهای مدیریتی جابجا میشوند.
- بروکراسی سنگین: نظام اداری کندی که خلاقیت و سرعتِ ذاتی فناوری را میکشد.
- نگاه مدگرایانه: تبدیل شدن IT به ابزاری برای «چشم و همچشمی» بین سازمانی، بدون نیازسنجی واقعی.
۱۶ مانع اصلی توسعه فناوری اطلاعات در ایران
برای درک بهتر چرایی شکست یا کندی طرحهای ملی IT، میتوان ۱۶ مورد زیر را به عنوان گرههای اصلی شناسایی کرد:
- فقر دانش تخصصی مدیران: تصمیمگیران کلان اغلب با الفبای ICT غریبهاند.
- تمرکزگرایی دولتی: بودجهها صرفاً برای پوشش نارساییهای مدیریتی جذب میشوند.
- نبود آموزش کاربردی: مدیران و کارمندان برای استفاده از ابزارهای نوین آموزش ندیدهاند.
- فقدان آیندهنگری: طرحها با تغییر یک مدیر نیمهکاره رها میشوند.
- آموزشهای غیراصولی: دانش عمومی جامعه در حوزه IT تجربی و پراکنده است.
- هدررفت سرمایههای ملی: خرید تجهیزات گرانقیمت بدون دانستن کاربرد دقیق آنها.
- نبود نیازسنجی: اجرای پروژهها بدون مطالعات کارشناسی و پیوستهای فرهنگی.
- حاشیه نشینی متخصصان: عدم استفاده از کارشناسان ارشد «مدیریت تکنولوژی».
- ناهماهنگی بیندستگاهی: موازیکاری و ادعای مالکیت سازمانهای مختلف بر حوزه IT.
- خلاء قانونی: نبود قوانین جامع برای حمایت از حقوق دیجیتال و امنیت اطلاعات.
- خصوصیسازی نمایشی: عدم اعتماد دولت به توانمندی و چابکی بخش خصوصی.
- عدم شفافیت همکاریهای خارجی: نظارت ناکارآمد بر پروژههای مشترک بینالمللی.
- نقض کپیرایت: قاچاق نرمافزار و سختافزار که مانع رشد صنعت داخلی میشود.
- نبود یکپارچگی: فقدان استانداردهای مشخص برای زیرساختهای نرمافزاری سازمانها.
- شکاف زمانی: طولانی شدن پروژههای دولتی باعث میشود تکنولوژی پیش از افتتاح، منسوخ شود.
- ضعف در مدیریت اقتصادی: صرف بودجههای میلیاردی بدون هدفگذاری و بازگشت سرمایه مشخص.
اولویتبندی؛ نان یا تبلت؟
در جامعهای که هنوز با چالشهای بنیادی مثل اشتغال، مسکن و زیرساختهای آموزشی در مناطق محروم دستوپنجه نرم میکند، صحبت از دولت الکترونیک بدون زیرسازی فرهنگی، مانند ساختن طبقه دهم یک ساختمان بدون پیریزی است. توسعه IT زمانی موفق خواهد بود که:
- عدالت اجتماعی در دسترسی به فرصتها برقرار شود.
- حقوق مالکیت معنوی دانشمندان و فناوران تضمین گردد.
- بخش خصوصی به عنوان موتور پیشران به رسمیت شناخته شود.
نتیجهگیری: > تا زمانی که در سه بُعد فرهنگی، علمی و اقتصادی نگاه مدیریتی خود را اصلاح نکنیم، در صنعت جهانی IT صرفاً یک «مصرفکننده» باقی خواهیم ماند. راه حل در اصلاح ساختار مدیریتی، آموزش از پایه (مدارس) و اعتماد واقعی به دانش متخصصان جوان است.
به نظر شما بزرگترین مانع پیشرفت IT در سازمانهای ایرانی چیست؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
مدیریت ایرانی در بنبست IT؛ چرا طرحهای کلان مانند «تکفا» به مقصد نمیرسند؟