بیکاری جوانان و فارغالتحصیلان، امروزه به جدیترین چالش اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. بسیاری هنوز با نگاهی سنتی، دولت را مسئول مستقیم ایجاد شغل میدانند؛ اما آیا در ساختار اقتصادی امروز، دولت واقعاً توان جذب نیروهای جدید را دارد؟ یا باید به دنبال پادزهر دیگری به نام «کارآفرینی» باشیم؟
چرا استخدامهای دولتی دیگر راهگشا نیست؟
تصور عمومی بر این است که امنیت شغلی تنها در گروِ استخدام شدن در ادارات دولتی است. اما حقایق نشان میدهند که این مسیر به بنبست رسیده است:
- تورم نیروی انسانی: دولت ایران یکی از بزرگترین بدنههای اداری جهان را دارد. با بیش از ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار حقوقبگیر، بخش بزرگی از بودجه کشور صرفاً صرف پرداخت دستمزدها میشود.
- بلعیدن بودجه توسعه: وقتی بخش عمده درآمد مالیاتی و نفتی خرج حقوق کارکنان شود، بودجهای برای عمران، جادهسازی و زیرساختهای ملی باقی نمیماند. در واقع، اصرار بر استخدام دولتی، تیشه به ریشه رشد اقتصادی کشور میزند.
- شکست اقتصاد دستوری: تجربه کشورهایی مثل چین و روسیه ثابت کرده است که اقتصاد دولتی نه تنها عامل رکود، بلکه زمینهساز فساد مالی است. راه نجات این کشورها، باز کردن فضا برای بخش خصوصی و تعاونی بود.
راهکار چیست؟ توسعه فرهنگ کارآفرینی
دکتر محمود احمدپور داریانی، از صاحبنظران برجسته این حوزه، معتقد است که بیکاری ریشه در «توسعهنیافتگی فرهنگ کار» دارد. او تأکید میکند که وقتی حتی فرزندان خانوادههای متمول هم در جستجوی میزهای دولتی هستند، یعنی خلاقیت در جامعه مرده است.
تنها راه حل پایدار، ایجاد شرکتهای نوپا (استارتاپها) توسط کارآفرینان است؛ چرا که شرکتهای فعلی ظرفیت محدودی دارند و دولت نیز در حال تعدیل نیروست.
کارآفرینی به زبان ساده؛ فراتر از یک شغل
بسیاری از ما کارآفرینی را با «شغل ایجاد کردن» اشتباه میگیریم. اما کارآفرینی قصه زندگی انسانهای موفقی است که بهجای استخدام شدن، خودشان جریانساز میشوند. یک کارآفرین واقعی سه مأموریت اصلی دارد:
- خلاقیت: ارائه یک ایده که قبلاً وجود نداشته است.
- سازماندهی: راهاندازی یک ساختار یا شرکت برای اجرای آن ایده.
- پذیرش ریسک: قبول خطرات مالی و اجتماعی برای رسیدن به هدف.
در واقع، کارآفرینان همان «اولینها» هستند؛ کسانی که با نوآوری، مرزهای جدیدی در اقتصاد باز میکنند.
ویژگیهای کلیدی که یک کارآفرین را میسازد
محققان رفتارشناسی، کارآفرینان را با ویژگیهای متمایزی میشناسند که آنها را از کارمندان عادی جدا میکند:
- فرصتشناسی هوشمندانه: آنها موقعیتهایی را کشف میکنند که دیگران به سادگی از کنارشان عبور میکنند.
- نوآوری و ساختارشکنی: کارآفرین به دنبال روشهای تکراری نیست و مدام در حال بهروزرسانی محصولات و خدمات است.
- توفیقطلبی بالا: اشتیاق آنها برای موفقیت بسیار بیشتر از ترس از شکست است.
- انعطافپذیری در مسیر: آنها لزوماً مطابق کتابهای درسی پیش نمیروند و بلدند از میانبرهای هوشمندانه برای رشد سریع شرکت استفاده کنند.
نتیجهگیری
بیکاری پدیدهای است که علاوه بر خسارت اقتصادی، ضربات سنگین اخلاقی و فرهنگی به جامعه وارد میکند. اگر بخواهیم از این بحران عبور کنیم، باید بپذیریم که دولت «ناظر» و «تسهیلگر» است، نه «کارفرما». قهرمانان توسعه اقتصادی کشور، جوانانی هستند که با روحیه کارآفرینی، مسئولیت خلق آینده را خود به عهده میگیرند.
کارآفرینی؛ تنها پادزهر بحران بیکاری جوانان